
رنگ در رنگ و به هررنگ هزارانش طیف
نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
راست در پرده اندوه و مقام باران
می زند بی که نگاهی فکند بر چپ و راست
رفته از دست و در افتاده ز مستی از پای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
رعد را عربده بگسسته،
ولی پیوسته قیژک کولی
در همهمه ای هایاهای هایاهای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
پرده دیگر مکن و راه مگردان کولی
هم مگر همره این زخمه تند تو کنم
دلی از گریه سبک بار دراین تنگ غروب
نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
راست در پرده اندوه و مقام باران
می زند بی که نگاهی فکند بر چپ و راست
رفته از دست و در افتاده ز مستی از پای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
رعد را عربده بگسسته،
ولی پیوسته قیژک کولی
در همهمه ای هایاهای هایاهای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
پرده دیگر مکن و راه مگردان کولی
هم مگر همره این زخمه تند تو کنم
دلی از گریه سبک بار دراین تنگ غروب
شفیعی کدکنی
2 گفتنياتون:
اه !دلم دلی سبک بار می خواهد...
ساعت ها از غروب گذشته...
شاید غروب فردا....
:*
دوست میدارم نونوش جان . مواظب خودت باش....خیلی زیاد....اگر وقت کردی برام یه ایمیل بزن و بنویس که دانشگاه چه خبره و خودت چه میکنی.....
بووووسسسس
چه شعر باحالی...! از کجا پیدا کردیش؟
شفیعی کدکنی من رو یاد سوم راهنمایی میندازه... یادته شعر هایی که دوست داشتیم رو تو کتابمون نوشته بودیم؟ منم یه شعر شفیعی کدکنی نوشته بودم! هنوز هم یادمه...
هست شب/یک شب دم کرده و خاک/رنگ رخ باخته است/باد نوباوه ی ابر از بر کوه/سوی من تاخته است...
اونم خیلی غم انگیز بود...!
راستی نوشین تو گوگل بسرچ کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز... عکس های اون شب رو ببین... اون موقعی که بلندگو سوت کشید از شجریان عکس گرفتن! از ردیف جلو هم عکس گرفتن... همایون و زنش و ...
تا بعد
ارسال يک نظر