پنجشنبه ۲۱ اوت ۲۰۰۸

سفر و ...

امروز عصر مي رم مسافرت... مسافرتي براي گشت و گذار و در انتهاي آن شايد ثبت نام وشروعي دوباره... البته با اين تفاوت كه وقتي برگردم پر از كارم... دندونام رو بايد بكشم... وسايلم رو بايد بچينم كه فكرش ديوونه ام مي كنه... بايد با دوستام خداحافظي كنم... بايد با آقاي دكاد خداحافظي كنم... بايد به كتابفروشي ها سر بزنم و يه نفر جديد رو معرفي كنم... بايد كتابا رو به يه نفر ديگه بدم... سرم درد مي گيره... گيج مي شم... ترس برم مي داره... زندگيم قراره عوض بشه... تو يه شهر ديگه... با عوالمي ديگر! و شايد اهدافي نو... ولي بدتر از همه دوري از بهترين دوستمه... بعد از 7 سال... دلم مي تركه... حرفايي كه باهاش دارم... حرفايي كه دلم مي خواست زودتر توان گفتنش رو داشتم ... نه حالا كه.... انگار حالا مي فهمم كه چه قدر باعث آرامشم بوده... چه نقطه ي قوتي بوده... چه قدر خوب بوده... من وقتي برگردم واسه ي همه ي اين كارا 10 روز يا كمتر وقت دارم... و در تمام اين مدت به اين فكر مي كنم كه كاش اين روزاي آخر بيشتر باهاش باشم... كه اين روزاي آخر ...
دلم واسه ي خيلي چيزا تنگ مي شه... و ترسي از زندگي جديد تو وجودم مي جوشه... انگار با همه ي خوبيهاش اضطراب هم با خودش مياره... دلم به هدي خوشه... اگه اون نبود شايد الان همين يه ذره اميدواري رو هم نداشتم... گاهي فكر مي كنم مي شه كه هم دانشكده اي بشيم... و بعد با خودم مي گم بعيده و ياد انتخاب رشته ام ميفتم... انگار همه چيز دست ما نيست... شايدم بود ولي...
دلم براي الهامم تنگ مي شه... دلم مي خواست دنيامون با هم عوض مي شد... اما...
حالا كه تو اين وضعيت افتادم مي گم كنار اومدن بهترين راهه... چون كه ما نمي دونيم چي پيش مياد... با خودم مي گم:
هرچي صلاحه!

دوشنبه ۱۸ اوت ۲۰۰۸

با ياد او سلام


اول از همه به ياد او

وبعد سلام

اين اولين حرفاييه كه تو خونه ي جديد مي نويسم، شايد بشه گفت اولين خونه... آخه جايي كه من قبلا بودم خونه نبود... يه جاي ديگه بود. حالا اومدم تو اينجا تا هرچي مي خوام بنويسم، از شادي هام، از خبرا، از چيزايي كه باهاشون حال مي كنم وشايد از درد دلام...م

اومدم اينجا، فعلا كسي خبر نداره... شايد بعدا يه سري آدم كه خيلي دوسشون دارم رو خبر كردم ولي الان هيچي نمي دونم، اين كه يه خونه مي خوام يه حسي بود كه ناگهان تو وجودم جوشيد... خب حالا اينجا رو دارم. فكر كنم براي حرفاي اولم همين قدر بسه. بايد خيلي چيزا ياد بگيرم... م